تبلیغات
ابزار وبلاگنویسان *`•.¸(¯`•.روابط عمومی.•´¯)¸.•´* - مطالب خرداد 1397























*`•.¸(¯`•.روابط عمومی.•´¯)¸.•´*

سال‌ها پیش و پیش از آنکه تلگرام متولد شود اندیشمندانی هم‌چون یورگن هابرماس و هانا آرنت، از واژه‌ی «حوزه عمومی» سخن گفتند؛ حوزه‌ی عمومی یا همان گستره‌ی عمومی، عرصه‌ای تعریف شد که بین جامعه مدنی و دولت قرار دارد و قرار است به «بحث کردن، مفاهمه و گفت‌وگو»، برای شهروندان درباره موضوعات متنوع تبدیل شود.





 از تاریخ «مشارکت سیاسی شهروندی» و از نوشته‌‌های هابرماس و آرنت اگر عبور کنیم به سال 94 وقتی، وارد شدیم و در زمانه‌ی حکمرانی دولت تدبیر و امید، تلگرام در ایران متولد شد بلکه بتواند آرام‌آرام، «فضای عمومی گفت‌وگویی» را در سطح شهروندان افزایش بدهد بلکه فرهنگ «تبادل آزادانه‌ی دیدگاه» و البته اطلاع‌رسانی لحظه‌ای و به‌هنگام، تقویت شود.
آمار رسمی نشان می دهد در کشور ایران 100 هزار کانال و گروه در شبکه مجازی تلگرام در حال حاضر وجود دارد و روزانه یک میلیون و 200 هزار مطلب در «تلگرام ایران»، بارگذاری می‌شود.
تلگرام از دستاوردهای تازه متولد شده در ایران است که به سرعت اخبار و مطالب را «مردمی» یا به عبارتی «توده‌ای» کرده است.
دولت تدبیر همیشه و از همان ابتدای کار با فیلترینگ تلگرام مخالفت ورزیده است و این خود سرعت گسترش تلگرام در جامعه‌ی ایران را افزایش داد.
اما همین آمارهای رسمی که از زبان دبیر شورای عالی فضای مجازی، عبدالحسن فیروزآبادی بیان شده است یک نکته‌ی دیگر هم دارد:
«اینکه بیشتر استفاده از تلگرام در ایران و در حال حاضر به خاطر مطالب سرگرمی است».
همین آمار می‌گوید در ایران 40 میلیون گوشی هوشمند هست که اثرگذاری تلگرام را برای جمعیت 80 میلیون نفری ایران به خوبی نشان می‌دهد.
چرا که هر مطلب وقتی توسط یک بازدیدکننده خوانده می‌شود آن بازدیدکننده خودش یک جامعه‌ی مخاطب نزدیک به خویش مثل اعضای خانواده و دوستان دارد که مطلب را برای آنها در اصطلاح «فوروارد» می‌کند یا همان مطلب را برایشان «نقل» می‌کند و از این روست که خود به خود مخاطبان مطالب تلگرام، ساعت به ساعت، «بیشتر» می‌شوند.
 از منظر جامعه‌شناسی سیاسی اگر بخواهیم از مفهوم یورگن هابرماسی «حوزه عمومی» بهره ببریم تلگرام این فضا را به سرعت گسترش داده است و البته فضای عمومی گفت‌وگویی، لحظه‌ای و به عبارت دقیق‌تر، «ثانیه‌ای» شده است.
تلگرام مخاطبان شما را در دسترس آسان قرار داده است و شاید اگر این‌چنین فضایی با کمک دولت تدبیر و امید شکل نمی‌گرفت چه بسا ارتباط گفت‌وگویی با مثلاً 200 نفر یا 500 نفر از نوع حضوری، چه سخت و چه دشوار یا «نشدنی» می‌بود.
بدیهی است که تکنولوژی کاربرد مثبت و منفی دارد؛ اما اگرچه بیشتر استفاده‌ی شهروندان در ایران از تلگرام براساس آمارهای رسمی از نوع سرگرمی است ولی گاهی همان سرگرمی‌ها نیز خود از درونشان پیام‌هایی خبری یا اطلاع‌رسانی یا آگاهی‌بخش دارند که در مجموع عنصر «تأمل» را در افکار عمومی تقویت می‌کند. همین «تأمل» است که گفت‌وگو، تبادل دیدگاه و فرهنگ بحث‌کردن را «رشد می‌دهد».
 در مجموع، روزانه یک میلیون و 200 هزار بارگذاری مطلب در تلگرام در کشورمان را به این دلایل به فال نیک می‌گیریم:
الف) رویکرد تدبیر و امید گسترش فضای عمومی گفت‌وگویی در جامعه است که تقویت همین فضای گفت‌وگویی عمومی از ارکان فرهنگ مردم‌سالاری در لایه‌های رفتاری‌ـ اجتماعی عمومی است؛
ب) تلگرام است که گردش آزاد اطلاعات در جامعه را تقویت کرده است؛
پ) تلگرام است که پاسخ‌گویی مجازی مدیران و تأثیرگذاری بر ذهن‌های مدیریتی برای اتخاذ تصمیمات به‌هنگام را افزایش داده است؛
ت) تلگرام به معنی تعطیلی نشریات نیست؛ روشن است هر نشریه‌ای از منظر کیفی، قوی‌تر و حرفه‌ای‌تر عمل کند همچنان هم‌چون گذشته، مشتریان خاص خویش را دارد.
به همین علت، تولد تلگرام، متغیر «رقابت» را تقویت کرده است که خود از مبانی تکثر‌گرایی در حوزه‌ی رسانه‌ای است و نهایتش تلاش برای ارتقای کیفیت مطالب خواهد بود؛ زیرا «رقابت» است که در این حوزه نیز حرف اول و آخر را می‌زند.
ث) تلگرام اطلاع‌‌رسانی خبری را لحظه‌ای کرده است و مردم به سرعت از رویداد‌ها مطلع شده واکنش‌های خویش را قلمی می‌کنند و به همین علت «تورم انفنجاری نارضایتی‌ها»، خود به خود کاهش می‌یابد که در نهایت، به نفع حکومت و جامعه است.
ج) تلگرام فاصله‌‌ی بین روشنفکران با مردم را از بین برده است؛ مطلبی که قبلاً شاید معدودی آن‌را در کتاب‌ها یا برخی «نوشته‌های مکتوب خاص» ویژه‌ی محافل دانشگاهی می‌خواندند حالا به سرعت، «مردمی» و «توده‌ای» می‌شود و همین خود، سطح دانش اجتماعی، اقتصادی، سیاسی جامعه به معنی «عامه» را افزایش داده است.
 از این روست که اگر «حسن ظن» داشته باشیم تلگرام را می‌شود یک دانشگاه عمومی دیالوگی نیز دانست که هم مطالب در آن ارائه می‌شود و هم درباره مطالب، دیدگاه‌های موافق و منتقد، «بیان و قلمی» می‌‌شود. اینجاست که «زبان سلطه» یا تک‌گویی (مونولوگ‌)، جای خویش را آرام آرام به زبان گفت‌وگو (دیالوگ) می‌دهد.




نوشته شده در شنبه 5 خرداد 1397 ساعت 03:54 ب.ظ توسط zahra akrami نظرات |




شهر الکترونیک یکی از خاستگاه‌های مدیران شهری و شهروندان در عرضه کردن و مورد استفاده قرار دادن خدمات شهری است

شهر الکترونیک عبارت از شهری است که اداره امور شهروندان شامل خدمات و سرویس‌های دولتی و سازمان‌های بخش خصوصی بصورت برخط (online) و بطور شبانه‌روزی، در هفت روز هفته با کیفیت و ضریب ایمنی بالا با استفاده از ابزار فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاربردهای آن انجام می‌شود، یا به عبارت دیگر می‌توان گفت در شهر الکترونیکی تمام خدمات مورد نیاز ساکنان از طریق شبکه‌های اطلاع‌رسانی تامین شود.

به این ترتیب دیگر نیازی به حرکت فیزیکی شهروندان برای دسترسی به خدمات دولت و نهادهای خصوصی نیست.

در این شهر الکترونیکی ادارات دیجیتالی جایگزین ادارات فیزیکی می‌شوند و سازمان‌ها و دستگاه‌هایی همچون شهرداری، حمل و نقل عمومی، سازمان آب منطقه‌ای و... بیشتر خدمات خود را به صورت مجازی و یا با استفاده از امکاناتی که ICT در اختیار آنان قرار می‌دهد به مشترکین و مشتریان خود ارائه می‌دهند.

در شهر الکترونیک علاوه بر اینکه شهروندان در شهر مجازی و در وزارتخانه‌ها و سازمان‌های الکترونیک حرکت می‌کنند، قادرند خدمات جاری خود را همچون خریدهای روزمره از طریق شبکه انجام دهند.

البته باید به این نکته توجه کرد که شهر الکترونیک یک شهر واقعی است که دارای شهروند، اداره‌ها و سازمان‌های مختلف و... است که در آن فقط ارتباطات و برخی تعامل‌های اجتماعی و تأمین بخش عمده‌ای از نیازهای روزمره از طریق اینترنت صورت می‌گیرد.

فعالیت‌های شهر الکترونیک

بسیاری از فعالیت‌هایی که در شهرهای عادی صورت می‌پذیرد قابلیت اجرا در به صورت الکترونیکی و در غالب شهرهای الکترونیکی را دارا می‌باشد و شاید می‌توان گفت این مجموعه فعالیت‌ها در شهرهای الکترونیکی به صورت راحت‌تر اجرا می‌گردد.

فعالیت‌های انجام گرفته در یک شهر الکترونیک را می‌توان به مجموعه‌هایی تقسیم کرد که بعضی از آنها عبارتند از:

  • فعالیت‌های بانکی: مثل پرداخت قبوض، برداشت پول از حساب، انتقال پول و غیره
  • فعالیت‌های اداری: مثل ثبت اسناد و املاک، درخواست پاسپورت و امثال آن
  • فعالیت‌های تجاری: مثل خرید و فروش کالا، موسیقی، فیلم و مواد غذایی
  • فعالیت‌های تفریحی: مثل بازی‌های رایانه‌ای، بازدید از موزه‌ها و پارک‌ها
  • کسب اطلاعات: اخبار، روزنامه‌ها، نشریات، وضعیت آب‌ و‌ هوا، ترافیک شهری، ساعات پرواز هواپیماها و...
  • فعالیت‌های علمی: تحقیق در مورد پروژه‌ها، یافتن مقاله‌ها، دسترسی به منابع معتبر، کتابخانه‌‌ها و کتاب‌ها و تالیفات جدید
  • فعالیت‌های آموزشی: مدرسه، دانشگاه و سایر آموزشگاه‌ها
  • فعالیت‌های سیاسی: شرکت در انتخابات، اعلام‌ نظر ‌به مجلس و بخش‌های سیاسی باز
  • فعالیت‌های مسافرتی: رزرو بلیط سفر، رزرو هتل و کرایه اتومبیل
  • کاریابی و درخواست کار: آگاهی یافتن از فرصت‌های کاری، پر‌‌کردن فرم درخواست کار، ارسال و گرفتن نتیجه
  • فعالیت‌های درمانی: مراجعه به پزشک، دریافت دستورالعمل‌‌های ایمنی و اطلاع از تازه‌های پزشکی
  • فعالیت‌های تصمیم‌گیری: بهترین و‌ ‌خلوت‌ترین مسیر در شهر برای رسیدن به مقصد، بهترین رستوران برای صرف غذا، بهترین اماکن تفریحی و سایر بهترین‌ها

نوشته شده در شنبه 5 خرداد 1397 ساعت 03:27 ب.ظ توسط zahra akrami نظرات |




    اکنون در دورانی زندگی می کنیم که از آن با عنوان عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات یاد می شود . نفوذ فناورهای اطلاعات وارتباطات در جنبه های مختلف زندگی انسان باعث شده است که روش های ارتباط افراد ، به طور کلی تغییر کند. امروز اجتماعات به جوامع علمی و شهروندان نیز به کاربران شبکه ای اطلاعاتی تبدیل شده اند.اکنون مردم بیشتر به حقوقشان آگاه هستند و سعی می کنند که توانانی های خود را در اخذ تصمیمات آگاهانه در جنبه های تأثیر گذار بر زندگی شان توسعه دهند . در همین راستا ایده دولت های الکترونیکی در اقصی نقاط دنیا مورد توجه قرار گرفته است و کشورهای توسعه یافته حرت هایی را در جهت نیل به این هدف شروع کرده اند . می توان گفت که دولت الکترونیکی از حد یک ایده جدید فراتر رفته و همه کشورهای توسعه یافته وحتی در حال توسعه ، گامهای موفقی را به سوی این هدف طولانی مدت برداشته اند . امروز افراد جامع انتظار دارند که کلیه خدمات و سرویس های دولتی با حداقل هزینه ،‌حداکثر سرعت و حداقل زمان در اختیار آن قرار گیرد ، لذا این امر بسیار حائز اهمّیت است که دولت این توانایی را داشته باشد که بهترین خدمات را در کمترین زمان و با بهترین راندمان در اختیار اقشار مختلف جامعه قراردهد.

تعریف دولت الکترونیکی

دولت الکترونیکی به صورت مختلفی تعریف می شود که برخی از آنها عبارتند از : تعریف 1 : دولت الکترونیکی به معنای اطلاع رسانی و خدمات رسانی به موقع دقیق و کارآمد در 24 ساعت شبانه روز ، 7 روز هفته و 365 روز سال از طریق وسایل ارتباطی گوناگون مانند تلفن و اینترنت است .
تعریف 2 : بکارگیری فناورهای اطلاعات و ارتباطات در ارایه خدمات اجتماعی ، اداری و اقتصادی بخصوص در بخش دولتی برای بالابردن بهره وری و نیز بهبود خدمات و ارایه اطلاعات به شهروندان ، تجار و کسبه است .
تعریف 3 : دولت الکترونیک به عنوان بستر و فرآیند مدیریت بدون کاغذ در حکومت مطرح است و در آن در نهایت بسیاری از ارتباطات بین اداره ها ( با هم و با مردم ) از طریق کانال های چند رسانه ای صورت می گیرد.
تعریف 4 : دولت الکترونیکی باعث می گردد که کلیه شهروندان ، شرکت های تجاری ، سازمان های دولتی و کارمندان دولت از طریق وب سایت ها در شبکه اینترنت و بدون محدودیت مکانی و زمانی به اطلاعات و خدمات دولتی دسترسی پیدا کنند .
تعریف 5 : دولت الکترونیکی شکلی از commerce- E است که توسط بخش دولتی مورد استفاده قرار می گیرد.

نوشته شده در شنبه 5 خرداد 1397 ساعت 03:14 ب.ظ توسط zahra akrami نظرات |



خرگیوش فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مانی باغبانی و تهیه‌کنندگی حبیب اسماعیلی  است. خلاصه داستان: داستان فیلم خرگیوش درباره یک مردی به نام آرش (بابک حمیدیان) است. پدر آرش سرطان دارد و برای همین به خارج از کشور رفته‌است. دوستان او بابک و بهنود برای اینکه او غم پدرش را فراموش کند و افسرده نشود قرص‌های شادی مصرف می‌کنند و یک روز شاد و بسیار خنده دار و طنز را سپری می‌کنند و آرش به رازهایی پی می‌برد …
پیش بینی می شود «خرگیوش» با توجه به فضای تازه ای که در سینمای کمدی به تصویر کشیده است، گیشه موفقی داشته باشد و یکی از فیلم های پرفروش سینمای ایران شود.

این فیلم در ابتدا شیب نام داشت اما به «خرگیوش» تغییر پیدا کرد.اسمی که احتمالا قبلا نشنیده اید و خود می تواند یکی از محور های کنجکاوی برانگیز برای تماشای آن باشد و جریان آن را در طول قصه و تلفظ این نام توسط یکی از کاراکتر های کودک فیلم درخواهید یافت.
 « خرگیوش » داستان مشخصی ندارد. سه دوست که پس از مصرف یک قرص حالت های مختلف را تجربه می نمایند، نمی تواند توجیه مناسبی برای ثبت مجموعه سکانس های شلخته و بی ارتباط در یک اثر سینمایی باشد.

فیلم سعی دارد در کنار طنز به فلسفه هم کنایه بزند، تصمیمی که بسیار بیشتر از ظرفیت فیلمنامه است و نتیجه کار نیز چنان بد شده که نه مخاطب را می خنداند و نه به فکر فرو می برد.




رفته رفته که از فیلم گذشت و شخصیت‌هایی را دیدم که با مصرف قرص خمار شدند و سعی می‌کردند به هر بهانه‌ای شاد باشند، به ذهنم رسید که فیلمساز تعمدا می‌خواهد اتمسفری خمارگونه مانند شخصیت‌هایش به فیلم بدهد و حس و حال آدم‌های فیلم را به مخاطب هم القا کند، اما باید پرسید به چه قیمتی؟ به فرض که ما متوجه قصد فیلمساز شویم و معیارهای مرسومی را که از تماشای یک کمدی داریم دور بریزیم، اما می‌توانیم چشم بر نبود یک روند مشخص و شخصیت پردازی درست ببندیم؟ تا کجا قرار است موقعیت‌های بدون پرداخت و متکی به بازیگر ما را بخنداند؟ صدای آرش به صورت نریشن روی فیلم از ابتدا سعی می‌کند به ما اطلاعات بدهد اما اگر آن صدا را حذف کنید فیلم آسیب جدی می‌بیند؟ از شخصیت‌ها چقدر می‌دانیم؟ جز اینکه بابک صرفا برچسب یک نقاش خورده است و درگیری کلیشه‌ای و ساده‌ای در برخورد با مسائل عاطفی دارد که بعید می‌دانم مخاطبی را بخنداند. از بهنود هم هیچ اطلاعات کارسازی نداریم. تنها کسی را که بیشتر می‌شناسیم آرش است که به واسطه‌ی حرف‌هایی که خودش می‌زند او را می‌شناسیم و نه در موقعیت‌های بحرانی که شخصیت از دل آنها بیرون می‌آید.




 البته این موضوع هم طعنه آمیز است که آرش و بابک به عنوان مثال دانشجو و هنرمند (هنری که با نمایش یک تندیس سیمرغ بلورین در پلاستیک، ارزش امروز آن به طنز کشیده می‌شود) جامعه هستند که به این مسئله روی می‌آورند و از طبقه پایین دست جامعه نیستند که از فرط فقر به سمت این موضوع کشیده شده باشند.



نوشته شده در شنبه 5 خرداد 1397 ساعت 02:46 ب.ظ توسط zahra akrami نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total])      [cb:pages_no]  
Design By : Pars Skin