ابزار وبلاگنویسان *`•.¸(¯`•.روابط عمومی.•´¯)¸.•´* - فیلم خرگیوش























*`•.¸(¯`•.روابط عمومی.•´¯)¸.•´*



خرگیوش فیلمی به کارگردانی و نویسندگی مانی باغبانی و تهیه‌کنندگی حبیب اسماعیلی  است. خلاصه داستان: داستان فیلم خرگیوش درباره یک مردی به نام آرش (بابک حمیدیان) است. پدر آرش سرطان دارد و برای همین به خارج از کشور رفته‌است. دوستان او بابک و بهنود برای اینکه او غم پدرش را فراموش کند و افسرده نشود قرص‌های شادی مصرف می‌کنند و یک روز شاد و بسیار خنده دار و طنز را سپری می‌کنند و آرش به رازهایی پی می‌برد …
پیش بینی می شود «خرگیوش» با توجه به فضای تازه ای که در سینمای کمدی به تصویر کشیده است، گیشه موفقی داشته باشد و یکی از فیلم های پرفروش سینمای ایران شود.

این فیلم در ابتدا شیب نام داشت اما به «خرگیوش» تغییر پیدا کرد.اسمی که احتمالا قبلا نشنیده اید و خود می تواند یکی از محور های کنجکاوی برانگیز برای تماشای آن باشد و جریان آن را در طول قصه و تلفظ این نام توسط یکی از کاراکتر های کودک فیلم درخواهید یافت.
 « خرگیوش » داستان مشخصی ندارد. سه دوست که پس از مصرف یک قرص حالت های مختلف را تجربه می نمایند، نمی تواند توجیه مناسبی برای ثبت مجموعه سکانس های شلخته و بی ارتباط در یک اثر سینمایی باشد.

فیلم سعی دارد در کنار طنز به فلسفه هم کنایه بزند، تصمیمی که بسیار بیشتر از ظرفیت فیلمنامه است و نتیجه کار نیز چنان بد شده که نه مخاطب را می خنداند و نه به فکر فرو می برد.




رفته رفته که از فیلم گذشت و شخصیت‌هایی را دیدم که با مصرف قرص خمار شدند و سعی می‌کردند به هر بهانه‌ای شاد باشند، به ذهنم رسید که فیلمساز تعمدا می‌خواهد اتمسفری خمارگونه مانند شخصیت‌هایش به فیلم بدهد و حس و حال آدم‌های فیلم را به مخاطب هم القا کند، اما باید پرسید به چه قیمتی؟ به فرض که ما متوجه قصد فیلمساز شویم و معیارهای مرسومی را که از تماشای یک کمدی داریم دور بریزیم، اما می‌توانیم چشم بر نبود یک روند مشخص و شخصیت پردازی درست ببندیم؟ تا کجا قرار است موقعیت‌های بدون پرداخت و متکی به بازیگر ما را بخنداند؟ صدای آرش به صورت نریشن روی فیلم از ابتدا سعی می‌کند به ما اطلاعات بدهد اما اگر آن صدا را حذف کنید فیلم آسیب جدی می‌بیند؟ از شخصیت‌ها چقدر می‌دانیم؟ جز اینکه بابک صرفا برچسب یک نقاش خورده است و درگیری کلیشه‌ای و ساده‌ای در برخورد با مسائل عاطفی دارد که بعید می‌دانم مخاطبی را بخنداند. از بهنود هم هیچ اطلاعات کارسازی نداریم. تنها کسی را که بیشتر می‌شناسیم آرش است که به واسطه‌ی حرف‌هایی که خودش می‌زند او را می‌شناسیم و نه در موقعیت‌های بحرانی که شخصیت از دل آنها بیرون می‌آید.




 البته این موضوع هم طعنه آمیز است که آرش و بابک به عنوان مثال دانشجو و هنرمند (هنری که با نمایش یک تندیس سیمرغ بلورین در پلاستیک، ارزش امروز آن به طنز کشیده می‌شود) جامعه هستند که به این مسئله روی می‌آورند و از طبقه پایین دست جامعه نیستند که از فرط فقر به سمت این موضوع کشیده شده باشند.



نوشته شده در شنبه 5 خرداد 1397 ساعت 02:46 ب.ظ توسط zahra akrami نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total])      [cb:pages_no]  
Design By : Pars Skin